وب سایت شخصی دکتر یحیی فوزی

” بررسی انتخابات ۷ اسفند ۹۴ ” در پژوهشگاه علوم انسانی

 سخنان دکتر یحیی فوزی در نشست  علمی در پژوهشگاه علوم انسانی با موضوع” بررسی انتخابات ۷ اسفند ۹۴ “ 

در تاریخ ۱۸ اسفند ۹۴ نشست هم اندیشی در پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی در موردانتخابات دهمین دوره مجلس با شرکت جمعی از صاحب نظران برگزار شد که در این جلسه مطالبی به شرح زیر توسط دکتر یحیی فوزی مطرح گردید مشروح سخنان همه سخنرانان در سایت پژوهشگاه علوم انسانی قابل دسترسی است .

بسم الله الرحمن الرحیم – انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در۷ اسفند ۹۴  انتخابات خاصی بود و ونتائج انتخابات در تهران  بسیار قابل بررسی و مطالعه هست. انتخابات در تهران چندتا ویژگی داشت که یکی از آن همین لیستی بودن نتایج  آن می باشد   یعنی اگر به نتائج نگاه بکنیم اول اصلاح طلب‌ها وجریان اعتدال و  بدنبال آن لیست اصول گراها  ودر ادامه این دولیست  دیگران  قرار دارد که در نتائج آن نیز لیستها بر افراد مستقل غلبه دارند .

ضمنا   تفاوت‌  تعداد نتائج  ارا بین این دولیست با دیگران  نیزبسیار فاحش بود  مثلا رتبه  شصتم  که آخرین نفر در لیست اصولگرایان است حدود ششصد هزار رأی دارد و نفر شصت و یکم که خارج از لیست است  تنها حدود   شصت هزار رأی  آورده است یعنی دقیقا لیست که تمام می‌شود یک دفعه از ۶۰۰  هزاربه ۸۰  هزارمی‌رسد.  واین  خیلی چیز عجیبی است. بعد دوباره از ۸۰ تا ۱۲ هزار افرادی هستند که باز در لیست‌های پراکنده هستند و دیگران یعنی در واقع آدم‌های مستقل (حتی مشهور ) از ۱۲ هزار به پایین رای آورده اند .  که این تفاوت‌های فاحش نشان می‌دهد که کاملا مردم تهران  لیستی رأی داده اند و این  یک پدیده‌ی خاصی است که  که شاید  بتوان گفت نگاه مردم  تهران حزبی تر شده است  . البته اصل این حرکت یعنی انتخاب  حزبی وجریانی می تواند  حرکت خوبی باشد   زیرا  اگر  همه   لیست یک حزب یا جریان سیاسی  رأی بیاورد توانایی پیشبرد اهدافش بالاتر از فرد است یک فرد تکی که وارد مجلس بشود هر چی هم توانایی و پتانسیل داشته باشد کاری نمی‌تواند انجام بدهد ممکن است کل مجلس با او نباشد بنابراین  اگر یک جریان رأی آورد می تواند برای کشور مفید باشد به شرط اینکه احزاب ما حزب به معنای واقعی باشند منتهی مشکلی که ما در ایران داریم این است که حزبمان هم حزب نیست جریانهای سیاسی  عمدتا باندهای موسمی هستند که  زمان انتخابات تشکیل می‌شوند و بعدش هم پاسخگو نیستند که این آدم‌ها مال ما بودند مثلا ما رفتیم مجلس خوب حالا فردا اگر مشکلی ایجاد شد کی بود کی نبود؟ دیگر همه دنبال مقصر می‌گردند کسی هم نیست پاسخ بدهد ولی حزب این طور نیست  اولا  احزاب فعالیت  مستمر دارندو کادر و نیروی انسانی متخصص برای فعالیت سیاسی تربیت می‌کنند و آموزش سیاسی می‌دهند و نیروهای نخبه را پیدا می‌کنند و در کنار فعالیتهای مختلف برای تقویت نظام سیاسی وکارامدی سیاسی در انتخابات نیز حضور دارند  و پاسخگوی اقدامات  نیروهایی هستند  که  به عنوان حزب برای انتخابات معرفی می کنند  و به بیان دیگر  در مقابل نتایج اقدامات این‌ها تعهد دارند که پاسخگو باشند یک کسی که از یک حزب رئیس جمهور می‌شود بعد از دوران چهارساله اش باید این حزب پاسخگو باشد که این رئیس جمهور چرا ایراد داشت و چرا خوب عمل نکرد ولی در ایران این جور نیست هر مسئولی وقتی به قدرت می رسد  می گوید  ما وابسته به هیچ گروهی نیستیم ولی این حرف خوبی نیست . واقعا یکی از دلایل ضعف اصلی سیاست در ایران همین است که نهادهای مدنی واحزاب قدرتمند نداریم  و از این جهت هست که هر روز می‌بینیم یکی می آید یک شعار می‌دهد و حرفی می‌زند و فردا هم فراموش می‌کند و این روند کارامدی  سیاسی را کاهش می دهد .

ثانیا نتیجه دیگر لیستی رای دادن این بود که نشان داد  حداقل در تهران هنوز دو جریان قدرتمند اصلاح طلب واصول گرا هنوز  حرف اصلی را می زنند در این انتخابات جریان اصلاح طلب سعی کرد دوباره به میدان بازی در چارچوب قواعد سیاسی موجود باز گردند  وجایگاه قبلی خود را احیا کنند.   به صحنه باز گشتن اصلاح طلبان و نتیجه‌ی مهمی که این انتخابات داشت این بود که شائبه تقلب در انتخابات  را کمرنگ کرد و از بین برد و در واقع یک تحولی ایجاد کرد و پرونده آن را بست خوب این خودش مشروعیت نظام و قدرت نظام را افزایش می‌دهد.

اصولگراها نیز  در این انتخابات نشان دادند که وزن سابق را  حفظ کرده اند  یعنی عداد آراء نیروهای اصولگرا  نیز نسبت به انتخابات گذشته تغییر نکرده بالاخره اصولگرا یک نیروی با پشتوانه و قوی در کشور است .پس این دو جریان  در این انتخابات دو باره تثبیت شدند  .

ثالثا باید بگوییم که واقعا این لیستی که رأی آورد لیست اصلاح طلب به تنهائی نبود  بلکه لیست یک ائتلاف از اصلاح طلبان ،جریان اعتدال منتسب به دولت و جریان کارگزاران  وحتی بخشی از جریان راست   وتکنو کرات قرار داشت وشخصیت های مختلف همچون آقای هاشمی ،آقای روحانی ،آقای خاتمی وحتی آقای  سید حسن خمینی   با گرایشهای مختلف که  از نظر فکری طیف های مختلفی  را تشکیل می دادند از این لیست ائتلافی حمایت کردند . از سوی دیگر این ائتلاف  مورد حمایت   برخی جریانات بیرونی وبین المللی  نیز بود  در واقع این ائتلاف از حمایت مناسب  داخلی وبین المللی برخوردار بود وآنچه که این  گروه های مختلف را حول یک لیست متشکل کرد اولا  مخالفت با  اقدامات برخی گروه های افراط گرا ونگرانی از  افزایش قدرت این جریان در عرصه های مختلف  در کشور   بود وثانیا حمایت از روند اقدامات دولت در عرصه سیاست خارجی  و مخصوصا برجام  به منظور گشایش در فضای اقتصادی وسیاسی کشور بود.  پس یک مجموعه‌ای از این عوامل دست به دست هم دادند و یک اجماعی را ایجاد کردند که این اجماع مورد حمایت اکثر رای دهندگان  که شامل نیروهای اعتدال گرا ،اصلاح طلب ،تکنوکرات ونیروهای بخش خاکستری جامعه که مخالف افراط گرائی و ناراضی از وضعیت موجود بودند گردید.  علاوه بر اینکه استفاده مناسب از فضای مجازی  و استفاده بهینه از فضای مجازی مخصوصا شبکه های اجتماعی و تلگرام و شبکه سازی هرمی (هفت نفری )  وترغیب به  حمایت از لیست کامل  ۳۰ به علاوه ۱۶  توسط جریان  ائتلافی اصلاح طلب نقش مهمی در پیروزی این  جریان داشت و در واقع پیروز شدن این جریان بدلیل ابتنا بر یک سری اقدامات و تاکتیک های حساب شده بود

رابعا   نتائج انتخابا ت نشان داد که برخی رفتارهای غیر اخلاقی در عرصه سیاسی نتائج عکس داده است   وبرخی اتهام زنی ها به رقبا   ونحوه مواجهه جریانها با اتهام زنی جریانهای رقیب در عرصه روانشناسی سیاسی مردم ایران تاثیر زیادی بر آرا دارد  بطوریکه در انتخابات گذشته نیز این امر  آزموده شده است که بد اخلاقی و اتهام زنی به رقیب موجب مظلومیت او در جامعه می شود واین امر اثر منفی بر رای آوری اتهام زننده دارد بر این اساس باید این واقعیت را پذیرفت که  رفتار اخلاقی هنوز نقش مهمی در انتخابات ایران ایفا می کند .

خامسا این انتخابات واقعا پیروزی نظام بود از یکسو حضور کاندیداهای مختلف در انتخابات  باعث  افزایش مشارکت مردم می شود که در واقع نظام را تقویت می کند  و نظام باید قدر این‌ها را بداند در واقع این‌ها با هزینه خود  کمک به نظام  می کنند زیرا موجب مشارکت بیشتر مردم در انتخابات می گردند  و نظام قدرتمندتر می‌شود  از سوی دیگر حضور ومشارکت گسترده مردم  (حدود ۵۲ در صدی در تهران  و۶۵ در صدی در کل کشور ) برای انتخاب کاندیداهای خود   به معنای علاقمندی وپایبندی به اصل نظام محسوب می شود  و  موجب  تقویت نظام و حمایت از آن شد در واقع مردم ساز وکار  انتخابات برای تغییرات در کشور را باور دارند . که باید این روند مبارک پاس داشت وقدر آن را دانست .