وب سایت شخصی دکتر یحیی فوزی

مبارزه با تروریسم: از اسلام آباد تا موصل

 

اوائل مرداد ماه سالگرد حماسه  عملیات مرصاد است آن روزها  شاهد هجوم  سازمان مجاهدین خلق با کمک نیروهای عراقی  به خاک کشور بودیم ،شخصا در آن منطقه می دیدم   که آنها سوار بر نفربر های  وامکاناتی که  ازکشورهای عربی از جمله عراق وعربستان گرفته بودند،وارد جاده ای که از مرز  به سوی  شهر  اسلام اباد واز آنجا به سوی شهر کرمانشاه (  باختران) می رفت ، روانه شدند  وبا رویای فتح دوروزه  شهرهای کرمانشاه ،همدان وتهران ودر شرائطی که نیروهای رزمنده در مرزها درگیر مبارزه با  نیروهای مهاجم بودند ،قصد ورود به کرمانشاه را داشتند اما در تنگه چارزبر با مقاومت نیروهای خودی و شهامت نیروهای هوانیروز  ارتش جمهوری اسلامی ایران ، زمین گیر شدند این جنایتکاران  شهر اسلام آباد را تصرف کردندودر ورود به اسلام آباد مردم بیگناهی را که قصد بیرون رفتن از شهر را داشتند به گلوله بستند( هدف قراردادن وسوراخ سوراخ شدن خودروهای شخصی از پشت  در ورودی شهر  بخوبی این ادعا را ثابت می کرد) و برای ایجاد رعب ووحشت ،برخی مردم را بر تیر های کنار جاده آویزان کرده بودند  ولی در نهایت  با حملات ومقاومت  نیروهای خودی وگلوله های نیروهای هوانیروز ، آنها سرکوب شدندوجنازه های آنها در سرتاسر جاده اسلام آباد به سمت کرمانشاه منتشر شده بود . شاید اگر آنها می توانستند کرمانشاه ویا همدان را تصرف کنند ودر آن نفوذ کنند باید سالها تجربه ای همانند تجربه تصرف موصل توسط داعش را در ایران تجربه می کردیم وبا فاجعه ای همچون تصرف  موصل توسط داعش  رادر آن سالها روبرومی شدیم .

اصولااین سازمان تروریستی مشابهت های زیادی با داعش دارد جمود فکری ،تفکر التقاطی ، کیش شخصیت رهبران ،استبداد سازمانی ،نفوذ پذیری گسترده از سوی سازمانهای جاسوسی،همکاری با دشمنان  وسوء استفاده از عواطف واحساسات مذهبی جوانان  وشستشوی مغزی ،ایجاد فرقه مذهبی  و…. همه از جمله مشترکات این خوارج دوران است.و تجربه عملی این سازمان الگوی مطالعه خوبی برای شناختن گروه هائی است که با ایدئولوژی های التقاطی  وشعارهای جذاب و تند وارد می شوند وبا استفاده از طرفندهای روانی وآموزه های دینی به جذب وجلب نیروهای مذهبی می پردازند وبا شستشوی مغزی وتعطیل کردن قوه تعقل در آنها  ،در نهایت آنها را به جنایتکاران حرفه ای تبدیل می کنند  وبدلیل نفوذپذیری این گروه ها از سازمانهای اطلاعاتی بیگانه بتدریج  به دامن دشمن می غلطند ومنافع ملی ودینی  را وجه المصالحه خود با دشمن قرار می دهند.

اکنون مروری بر روند وقایع نشان می دهد که بتدریج نوعی همسوئی بین داعش ومجاهدین در حال شکل گیری است وحامیان مجاهدین وداعش نیز  که همواره مشترک بوده اند به سمت نوعی همگرائی بیشتر میل پیدا کرده اند..  واکنون نیز  این دو گروه تروریستی به هم نزدیک می شوند بطوریکه بتدریج یک وحدتی در حال ایجاد شدن است که کنفرانس پاریس این اتحاد را بخوبی نشان داد. حمایت صریح مقامات بلند پایه عربستان  از داعش و مجاهدین خلق (مخصوصا حضور مقامات عربستان همچون ترکی الفیصل در اجلاس مجاهدین )،حمایت کشورهای غربی مخصوصا  آمریکا وفرانسه از این دوجریان  ونزدیک شدن واقعی داعش ومجاهدین در تلاش برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی و… همه حکایت از این امر دارد.  ودر واقع هردو این جریانات آلت دست عناصر بیگانه برای ایجاد تفرقه در جهان اسلام وضزبه زدن به اسلام سیاسی ومقابله با  اسلام ناب  بوده اند.

ونشان می دهد که  جمهوری اسلامی روند مستمری را در مبارزه با تروریسم  از ابتدا انقلاب دنبال کرده است که  از سازمان مجاهدین شروع شده واکنون با داعش دنبال می شود  اصولا روند مبارزه با تروریسم در جمهوری اسلامی از سال ۶۰ آغاز شد. زمانی که سازمان‌ مجاهدين‌  خلق  بعد از ۳۰ خرداد سال ۶۰    با اعلام جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی وارد فاز جدیدی از رویاروئی با جمهوری اسلامی شدند[۱].وخط‌ ترور طرفداران انقلاب در دستور كار سازمان‌ قرار گرفت‌. اين‌ ترورها به‌ وسيلة‌ اعضاي‌ كادرهاي‌ مركزي‌ سازمان‌ از جمله‌ موسي‌ خياباني‌  كه‌ در خانه‌هاي‌ تيمي‌ مخفي‌ شده‌ بودند، هدايت‌ مي‌شد.[۲]  در اين‌ ارتباط‌ رجوي‌ از تبعيدگاه‌ خود در پاريس‌، همه‌ مقامات‌ رسمي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ را «همكاران‌ استبداد» ناميد و آنها را اهداف‌ مناسبي‌ براي‌ اجراي‌ عدالت‌ انقلابي‌ قلمداد كرد و خواهان‌ ترور آنها شد.[۳] در هفتم‌ تيرماه‌ مقر حزب‌ جمهوري‌ اسلامي‌ كه‌ اكثريت‌ اعضا در آن‌ حضور داشتند توسط‌ يكي‌ از عناصر نفوذي‌ سازمان‌ به‌ نام‌ كلاهي‌  منفجر شد و آيت‌الله دكتر محمد حسيني‌ بهشتي‌  دبير كل‌، و هفتاد و دو تن‌ از مقامات‌ و هواداران‌ اين‌ حزب‌ كه‌ بسياري‌ از آنها نقش‌ زيادي‌ در انقلاب‌ داشتند، كشته‌ شدند. كه‌ ضايعة‌ بسيار سنگيني‌ براي‌ نيروهاي‌ خط‌ امام‌ محسوب‌ مي‌شد.  در روزهاي‌ بعد نيز ترور نيروهاي‌ پاسدار، حزب‌ اللهي‌ و طرفدار خط‌ امام‌ در شهرها تشديد شد همچنين‌ در چندين‌ عمليات‌ تروريستي‌، حجت‌الاسلام‌ شريعتي‌ فرد، رئيس‌ پادگان‌ گيلان‌، دكتر آيت‌  (از اعضاي‌ مركزي‌ حزب‌ جمهوري‌ اسلامي‌)، آيت‌الله مدني‌،  امام‌ جمعة‌ تبريز، واسقي‌نژاد  (رهبر حزب‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در خراسان‌)، آيت‌الله دستغيب‌،  امام‌ جمعة‌ شيراز، تقي‌ بشارت‌،  عضو مجمع‌ محققان‌، آيت‌الله احسان‌ بخش‌،  امام‌ جمعه‌ رشت‌، آيت‌الله صدوقي‌،  امام‌ جمعه‌ يزد، آيت‌الله اشرفي‌ اصفهاني‌، امام‌ جمعه‌ كرمانشاه‌ و آيت‌الله قدوسي‌،  دادستان‌ كل‌ كشور، از جمله‌ ترورشدگان‌ بودند كه‌ برخي‌ از اين‌ ترورها ناموفق‌ بود. اكثر قاتلين‌ جوانان‌ كم‌ سن‌ و سال‌ بين‌ ۱۷ تا ۲۲ سال‌ را شامل‌ مي‌شدند كه‌ بر اثر تبليغات‌ سازمان‌، به‌ اين‌ ترورها كه‌ برخي‌ به‌ صورت‌ عمليات‌ انتحاري‌ انجام‌ مي‌شد، مبادرت‌ مي‌كردند.[۴] همچنين‌ در ۸ شهريور ۶۰، دفتر نخست‌وزيري‌ منفجر شد كه‌ به‌ كشته‌ شدن‌ رجايي‌  و باهنر  رئيس‌ جمهور و نخست‌وزير جديد، كه‌ هنوز بيش‌ از يك‌ ماه‌ از قبول‌ مسئوليت‌ آنها نگذشته‌ بود، انجاميد. اين‌ انفجار توسط‌ يكي‌ از عناصر نفوذي‌ سازمان‌ مجاهدين‌ به‌ نام‌ كشميري‌  انجام‌ شد.[۵] به‌ طور كلي‌ تابستان‌ ۶۰، اوج‌ حملات‌ تروريستي‌ سازمان‌ بود علاوه‌ بر مقامات‌ رسمي‌ و پاسداران‌ و مقامات‌ حزب‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و روحانيون‌، افراد عادي‌ طرفدار انقلاب‌ نيز هدف‌ حملات‌ قرار مي‌گرفتند. به‌ طوري‌ كه‌ برخي‌ مغازه‌داران‌ به‌ جرم‌ داشتن‌ عكس‌ امام‌ توسط‌ جوخه‌هاي‌ مرگ‌ مجاهدين‌ ترور مي‌شدند، و در مراكز مختلف‌ بمبگذاري‌ مي‌شد. اين‌ حملات‌ منجر به‌ قتل‌ ۵۰۴ نفر شد كه‌ در شهرهاي‌ تهران‌، رشت‌، انزلي‌، قائم‌شهر، آمل‌، رودسر، رامسر، چالوس‌، تبريز، اروميه‌، زنجان‌، مشهد و بندرعباس‌ انجام‌ شد.[۶] اين‌ اقدامات‌ گسترده‌ و خشن‌ باعث‌ شد كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ بشدت‌ به‌ جستجوي‌ خانه‌هاي‌ تيمي‌ و محافظت‌ از نيروهاي‌ خود (با ماشينهاي‌ ضد گلوله‌ و جليقه‌ و محافظ‌) بپردازد. امام‌ خميني‌  طي‌ پيامي‌ از مردم‌ خواست‌ كه‌ هر گونه‌ اطلاعي‌ را در مورد خانه‌هاي‌ تيمي‌ به‌ مقامات‌ برسانند و جاسوسي‌ در اين‌ مورد را واجب‌ اعلام‌ كرد. به‌ دنبال‌ اين‌ موضوع‌ با كمك‌ مردم‌، نيروهاي‌ امنيتي‌ و دولت‌ موفق‌ شدند در ۱۸ بهمن‌ ماه‌ ۶۰، مقر فرماندهي‌ اصلي‌ سازمان‌ را در محله‌ ارمني‌نشين‌ تهران‌ كه‌ در آن‌ موسي‌ خياباني‌  (فرد شمارة‌ ۲ سازمان‌) و همسرش‌ و اشرف‌ ربيعي‌  همسر رجوي‌ و مقدم‌ (فرماندة‌ نظامي‌ سازمان‌) پنهان‌ شده‌ بودند، محاصره‌ كنند و بعد از سه‌ ساعت‌ درگيري‌، خانه‌ را به‌ تصرف‌ خود درآوردند كه‌ در اين‌ درگيري‌ افراد مذكور كشته‌ شدند.[۷]  چند روز بعد خانه‌هاي‌ تيمي‌ ديگري‌ نيز كشف‌ شد و در نهايت‌ تا اواخر بهار سال‌ ۶۱ كليه‌ خانه‌هاي‌ تيمي‌ سازمان‌ كشف‌ و شناسايي‌ شد و سازمان‌ مجبور به‌ انتقال‌ بقاياي‌ نيروهاي‌ خود به‌ كردستان‌ و از آنجا به‌ عراِ گرديد و موج‌ ترورها كاهش‌ يافت‌. در مجموع‌ اوج‌ ترورها در تيرماه‌ ۶۰ بود كه‌ به‌ طور متوسط‌ سه‌ ترور در روز توسط‌ سازمان‌ گزارش‌ گرديد. اما بتدريج‌ اين‌ ترورها مهار شد به‌ طوري‌ كه‌ در آذرماه‌ ۶۰ به‌ پنج‌ ترور در هفته‌ و در بهمن‌ ماه‌ به‌ پنج‌ ترور در ماه‌ كاهش‌ يافت‌. بر اساس‌ گزارشي‌، سازمان‌ در شهريور ماه‌ ۶۰ مجموعاً ۳۷۵ عمليات‌، در آبان‌ ۶۰ مجموعاً ۵۶ عمليات‌، در دي‌ ماه‌ ۶۰ مجموعاً ۱۴ عمليات‌ و در مرداد ۶۱ مجموعاً ۴ عمليات‌ تروريستي‌ و انفجار انجام‌ دادند[۸]   كه‌ در سالهاي‌ بعد نيز به‌ صورت‌ پراكنده‌ ادامه‌ داشت‌.  ودر نهایت اعضا سازمان وتروریستها مجبور به فرار به عراق شدند وهمپیمانی خود را با صدام حسین آغاز کردند.

با ورود اعضاي‌ سازمان‌ به‌ عراِق، و تقويت‌ نيروهاي‌ امنيتي‌ جمهوري‌ اسلامي‌، فعاليت‌ اين‌ سازمان‌ در كشور بشدت‌ كاهش‌ يافت‌ و بعد از اينكه‌ گزارشهايي‌ از همكاري‌ اين‌ سازمان‌ با رژيم‌ بعث‌ عراِ ق كه‌ با جمهوري‌ اسلامي‌ در حال‌ جنگ‌ بود، مخابره‌ شد نفرت‌ عمومي‌ را موجب‌ شد زيرا كه‌ در آنها به‌ همكاري‌ اطلاعاتي‌، تبليغاتي‌ و نظامي‌ اين‌ سازمان‌ با عراِ كه‌ بر اساس‌ آن‌، سازمان‌ به‌ نيروهاي‌ امنيتي‌ عراِ در تخليه‌ اطلاعاتي‌ اسرا كمك‌ مي‌كرد، اشاره‌ شده‌ بود. همچنين‌ همكاري‌ اطلاعاتي‌ به‌ عراِ ق در شناسايي‌ شهرها هنگامي‌ كه‌ شهرهاي‌ ايران‌ آماج‌ موشكهاي‌ عراقي‌ و هواپيماهاي‌ آن‌ رژيم‌ قرار داشت‌ و همكاري‌ در سركوب‌ اكراد شمال‌ عراِ ق مورد اشاره‌ قرار گرفته‌ بود اين‌ گزارشها پايگاه‌ محدود مردمي‌ اين‌ سازمان‌ را كاملاً از بين‌ برد و سازمان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ سازمان‌ مرتبط‌ با دشمن‌ محسوب‌ شد.

آخرين‌ اقدام‌ اين‌ سازمان‌ در پايان‌ جنگ‌ و هنگامي‌ كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ قطعنامة‌ ۵۹۸ را پذيرفته‌ بود اتفاِق افتاد كه‌ سازمان‌ تصميم‌ گرفت‌ با كمك‌ نيروهاي‌ عراقي‌ حمله‌ گسترده‌ زميني‌ را به‌ داخل‌ كشور سازماندهي‌ كند. در اين‌ عمليات‌ تصرف‌ شهرهاي‌ اسلام‌آباد، كرمانشاه‌، همدان‌ و تهران‌ در دستور كار قرار داشت‌ و بعد از اينكه‌ خط‌ مرزي‌ كه‌ اكثر نيروهاي‌ نظامي‌ ايران‌ در آنجا استقرار داشتند توسط‌ نيروهاي‌ زرهي‌ و هوايي‌ عراِ ق شكسته‌ شد، نيروهاي‌ سازمان‌ با نفربرهاي‌ خود از طريق‌ جادة‌ خسروي‌ به‌ كرمانشاه‌ حركت‌ خود را آغاز كردند و با تصرف‌ اسلام‌آباد قصد داشتند كه‌ از نيروهاي‌ خود در شهرهاي‌ ديگر بخواهند به‌ آنها ملحق‌ شوند اما اقدام‌ دفاعي‌ نيروهاي‌ دولتي‌ و مردمي‌ در تنگة‌ بين‌ اسلام‌آباد و كرمانشاه‌، نيروها را در محاصره‌ قرار داد[۹]   و بسيج‌ گستردة‌ نيروهاي‌ مردمي‌ (در شرايط‌ خاص‌ رواني‌ پذيرش‌ قطعنامه‌ و پيام‌ تاريخي‌ امام‌) اين‌ حركت‌ سازمان‌ مذكور را سركوب‌ كرد واولین تهاجم گسترده تروریستها را سرکوب نمود..یاد شهدای مدافع وطن وپیشتازان مقابله با تروریست در مرصاد گرامی باد.

یحیی فوزی

Fouzi.ir

[۱] -به نقل از تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب –یحیی فوزی

[۲] همان

[۳] Abrahamian,Ervand, op.cit, p.220.

[۴] Abrahamian,Ervand, op.cit, p.221 – ۲۲۲٫

[۵] اطلاعات؛ ۹ شهريور ۱۳۶۰٫

[۶] IranTimes, 20 Novamber 1981.

[۷] Abrahamian,Ervand, op.cit, p.223.

[۸] Ibid

[۹] رجوع شود به: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ؛ سيري در جنگ ايران و عراق؛ ج ۱، پايان جنگ؛ ص ۱۸۳ – ۱۹۱٫