مسائل ارتقاء کیفی علوم انسانی بررسی شد
به گزارش بُردار، نشست «بررسی مسائل ارتقاء کیفی علوم انسانی» یکشنبه، ۲۶ آذرماه، در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. این پنل، با حضور دکتر شهین اعوانی، دکتر یحیی فوزی، دکتر آزیتا افراشی، دکتر قدیر نصری و دکتر فرجالله علیقنبری به عنوان سخنران و دکتر مالک شجاعی به عنوان دبیر نشست؛ دو پرسش محوری را در دستور کار داشت. پرسش راند نخست از سخنرانان جلسه، به مهمترین چالش علوم انسانی در کشور اختصاص داشت، با این صورتبندی که «در وضعیت موجود، مهمترین چالش مربوط به علوم انسانی را چه میدانید؟» پرسش راند دوم، به پاسخی که سخنرانان به پرسش نخست میدادند، مربوط بود؛ با این شرط که معطوف به شرایط کنونی و موجود، پاسخی انضمامی به پرسش نخست داده شود.
شهین اعوانی: کمیت، سد راه کیفیت شده است
شهین اعوانی، عضو هیئت علمی موسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفه، در پاسخ به پرسش مهمترین چالش علوم انسانی، به مقایسۀ نتایج دو پژوهشی که پیشتر انجام داده بود، پرداخت. پژوهش نخست در سال ۱۹۹۵ و مربوط به کشور آلمان بود که طی آن وضعیت فلسفه در آلمان را بررسی و ۱۲۰۰ دانشجوی فلسفه در این کشور را شناسایی کرده بود. پژوهش دوم در سال ۱۳۹۳، وضعیت فلسفه در ایران را مورد مداقه قرار داده است. این پژوهش نشان داده است در سال ۱۳۹۳، ایران دارای ۲۷۴۰۰ دانشجوی فلسفه به انضمام ۳۰۰ استاد و ۱۵ استاد تمام است. اعوانی از تطبیق این دو پژوهش، نتیجه گرفت «کمیت ما، مانع کار کیفی شده است». محور دوم بحث اعوانی به «فعال نبودن انجمنهای علمی» و محور سوم به «دولتی شدن علم» اختصاص داشت.
قدیر
نصری: پنجضلعیِ منحوسِ کار کیفی در علوم انسانی
دکتر قدیر نصری، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی، درک چالش کیفیت در علوم انسانی را در پنج محور، ممکن کرد. از نظر قدیری این پنج محور، پنج ضلع از اضلاعِ یک پنجضلعیِ منحوس هستند که در همافزایی هم، ارتقاء کیفی علوم انسانی را دچار چالش کردهاند. این پنج محور به ترتیب شامل موارد زیر میشود:
- نگاه حامیپرورانه به علوم انسانی؛ قبیلهداری و عشیرهداری در علوم انسانی؛
- نظام پذیرش، آموزش و سنجش نابسامان؛ پذیرش فلهای استاد و دانشجو، آموزش منسوخ استاد و دانشجو و سنجش مبتنی بر رودرواسی استاد و دانشجو؛
- فقدان نظام پایش؛ عملی نشدن تمهیدات موجود جهت پیشگیری و اعلام جرم برای سرقت علمی وجود؛
- آییننامههای متناقض و زمانپریش ارتقاء
- تعدد مدعیان برای رسالت علوم انسانی
یحیی فوزی: ما با چالشهای روشی، بینشی و کاربستی مواجهیم
یحیی فوزی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چالشهای ارتقاء کیفی علوم انسانی را در دو دستۀ «چالشهای درونی و درونعلمی» و «چالشهای محیطی و بیرونی» توضیح داد. از نظر فوزی چالشهای درونی علوم انسانی در سه محور قابل رصد هستند:
- چالشهای بینشی؛ مفاهیم و اصطلاحاتی مثل علوم اخلاقی و علوم روحی که برای علوم انسانی به کار میرود، در ایران نیز گفته میشود اما هنوز باوری نسبت به آنهاوجود ندارد؛
- چالشهای روشی
- چالشهای کاربستی؛ جایگاه علوم انسانی در ساخت جهانی بهتر برای زیست انسان، کجاست؟
فوزی، چالشهای محیطی ارتقاء کیفی علوم انسانی نیز در محورهای «بستر لازم برای رشد علوم انسانی»، «ساختارها و نهادهای پژوهشی» و «افراد و محققین» قابل ارزیابی و نقد دانست. 
آزیتا افراشی: انگیزههای شناختی را جایگزین موانع محیطی کنیم
آزیتا افراشی، دانشیار پژوهشکدۀ زبانشناسی، بحث چالشهای ارتقاء کیفی علوم انسانی را از منظری وجودشناسانه پی گرفت. از نظر افراشی برخی علتهای شناختشناسانه در اصحاب علوم انسانی وجود دارد که موجب فرافکنی مسائل به محیط بیرونی فرد محقق میشود. از نظر افراشی سه علت عمدهای که در این باره میتوان برشمرد، به قرار زیر است:
- انگیزههای درونی ضعیف؛ وجود این تفکر که منشا و منبع مداخله در بیرون از فرد وجود دارد؛ درحالیکه اگر این موانع برداشته شوند، فرد انگیزهها، دغدغهها و خط سیرِ مشخصی را در طول زمان طی نمیکند؛
- بیتوجهی به محیط؛ بیتوجهی کنشگران علوم انسانی به شاگرد، عناوین تحت تدریس و به طور کلی محیط خود؛
- سنجش سلامت؛ فقدان نظامی که در آن سلامت چندجانبۀ فرد (سلامت روانی، اخلاقی، وجدانی و غیره) برای انجام کارهای محولۀ مربوط به انسان و علوم انسانی، سنجیده و ارزیابی شود. سلامت، به نحوی مرتبط با سبک زندگی خصوصی و حرفهای فرد است.
راهکارها و راهحلها
بخش دوم این نشست به پرسش از راهکارهایی اختصاص داشت که برای چالشها و معضلاتِ پیشگفته، اندیشیده شده بود. خلاف بخش نخست که تنقیح و شفافیتی خوشایند در «تشخیص مسئله» وجود داشت، بخش دوم اما به سیاق «حل مسائل علمی» در کشور از پراکندهگویی و کلیگویی در امان نبود.
شهین اعوانی: صداقت در مسئولین، محققین و فضای دانشگاهها
در این بخش گرچه سخنان مهمی گفته و شنیده شد، اما «کلیشه»هایی که به عنوان «راهکار» مطرح میشدند، «پاسخ انضمامی»ِ رفعِ چالشها محسوب نمیشدند. به طور مثال دکتر شهین اعوانی در این بخش بر لزوم ترویج و توسعۀ «صداقت» تاکید کرد. صحبتهای اعوانی در این بخش گرچه به واقعیتهای تلخی پهلو میزد، اما الحاق عملیِ چالشهایی که در بخش نخست برشمرده بود، محسوب نمیشد. اعوانی همچنین بر لزوم ارتباط پژوهشگاهها و دانشگاهها نیز تاکید کرد.
قدیر نصری: چهارضلعیِ پرداختن به آسیبها
راهکار قدیر نصری برای پنج چالشی که در بخش نخست ارائه کرده بود، بر چهار مبنا، ارائه شد. چهار مبنایی که نصری برای شروع رفع چالشها برشمرد، شاید صحیحترین پاسخ (به لحاظ روشی) به پرسش شجاعی، دبیر نشست، بود.
- صورتبرداری از وضعیت موجود رشتهها؛ وضعیت هر یک از رشتههای علوم انسانی چگونه است؟ وزیر علوم از تعداد فارغالتحصیل، دانشجویان، بیکاران و ورودیهای هر رشته در هر شهر و شهرستان، باخبر است؟ سهم هر دانشگاه در پذیرش دانشجو چقدر است؟ ضرورت پذیرش دانشجو در رشتهها و مراکز مختلف چیست؟
- بازاندیشی در ساختارها؛ بازاندیشی از سه طریق «تاسیس وزارت تحقیقات و علوم انسانی»، «تاسیس هیئت ملی ارتقاء علوم انسانی» و «احیای دادسرای ملی صیانت از متون»؛
- تشخیص جایگاه فعلی دانشگاههای علوم انسانی؛ دانشگاه الهیاتمحور؟ دانشگاه ریاضیاتمحور؟ دانشگاه طبمحور؟ دانشگاه تجارتمحور؟ دانشگاه مشتریمحور؟ دانشگاه کاربردمحور؟ دانشگاه معضلمحور؟
- توجه به رشد شخصیت انسان؛ توجه به دنیای درون و تربیت انسان اخلاقی.
یحیی فوزی: توجه به فرد و توجه به ساختار
فوزی، «محقق» را مهمترین عامل در کاهش چالشها دانست. از نظر وی یافتن «مسئله» که اولین گام در فرآیند تحقیق است، درون محقق اتفاق میافتد. بنابراین مهم است که به محقق، انگیزهها، دغدغهها، ذهنیت و توانمندیهای او توجه شود. فوزی به درستی اشاره کرد «محقق هم محصول و هم سازندۀ نظام آموزشی است». در پسِ توجه به محقق به عنوان فرد، فوزی بر توجه و بازنگری در ساختارها نیز تاکید کرد. 
آزیتا افراشی: بازنگری در فرآیند تفکر، لازمۀ رسیدن به کیفیت است
افراشی طبق روالی که در بخش نخست پیش گرفته بود، از منظری شناختشناسانه به ارائۀ راهکار پرداخت. از نظر افراشی فرآیند تفکر در جامعۀ علمی علوم انسانی ایران دچار آسیب شده است. نشانۀ این آسیب از نظر وی، استمرار نداشتن افراد برای یافتن پاسخ به سوالات پیوسته و مرتبط به هم در طول عمر حرفهای و مطالعاتی خود است. بخش دوم راهکار افراشی، به ایجاد و تقویت تشکلهای علمی در علوم انسانی مرتبط بود. منظور افراشی از تشکلهای علمی، فضاهای غیررسمی اما قوی برای تقویت اصحاب علوم انسانی و حمایت معنوی و روانی از یکدیگر بود.
نقدی بر نشست
نشست «بررسی مسائل ارتقاء کیفی علوم انسانی» در حالی برگزار میشد که عنوان فرعی «نقد آئیننامۀ ارتقاء علوم انسانی» را با خود یدک میکشید و بر پوستر نشست، سوالِ «آیا آئین نامۀ ارتقاء به ارتقاء علوم انسانی میانجامد؟» به چشم میخورد؛ درحالیکه نحوۀ تعریف سوالات نشست، در راستای پاسخ به چنین پرسشی نبود. گرچه دستاندرکاران آئین نامۀ ارتقاء علوم انسانی، این شانس را خواهند داشت که از فحوای پرداخته شده در این نشست، بهرۀ لازم را ببرند؛ اما پرداختن به آئین نامۀ ارتقاء علوم انسانی در این نشست، تنها در حد اشارات و نه نقد و تصریح، باقی ماند. فاطمه مرتضوی/ سایت بردار انسانی


