حکمت متعالیه، که در دوران صفویه توسط ملا صدرا مطرح شد با تلفیق عقل، نقل و شهود، وارائه نظامی هماهنگ از معرفتشناسی و هستیشناسی، توانست جایگاه ویژهای در عرصه نظری وعملی در نظام فکری مسلمانان واندیشمندان ورهبران انقلاب اسلامی پیدا کند. که در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش توصیفی و جمعآوری اطلاعات به روش اسنادی و کتابخانهای و نیز بکارگیری نظریه پخش روند پخش، گسترش و تکامل حکمت متعالیه از صفویه تا انقلاب اسلامی بررسی قرار گیرد. سئوالات این پژوهش عبارتند از: بسترها و زمینههای رشد و گسترش حکمت متعالیه کدامند؟حاملان این تفکر در طول این دوره چهار صد ساله چه کسانی هستند؟سیر حکمت متعالیه از صفویه تا انقلاب اسلامی با چه موانع وچالشهایی مواجهه بوده است؟ودرنهایت این تفکر فلسفی چگونه برانقلاب اسلامی تاثیر گذار بوده است ؟
یافتههای پژوهش نشان میدهدکه حکمت متعالیه از صفویه تا انقلاب اسلامی عمدتا از طریق پخش غیر سلسله مراتبی و با فراز و فرودها ی مختلف وتوسط مجموعه ای از حاملان انجام شد ودر سیر این روند اندیشه های اخباری وعقل ستیز از یکسو واندیشه های سکولار تحت تاثیر مدرنیته غربی از سوی دیگر از جمله چالشهای مهم این تفکر بوده اند که متفکران حکمت متعالیه با نقد جدی این دو جریان فکری وبهره مندی از نقاط مثبت آنها ، موفق به ارائه الگوی میانه ای مبتنی بر گزینش وتصرف در مواجهه با اندیشه ها شدند. که مبتنی بر دوگانه هایی مانند پیوند بین دنیا وآخرت ، پیوند بین عدالت وآزادی وپیوند بین فرد وجامعه وهمچنین بین اسلامیت وایرانیت وپیوند عقل ونقل و… می باشد که این اندیشه های پیوندی نقش مهمی در شکل گیری اندیشه های انقلاب اسلامی داشت.