انقلاب ایران با مشارکت گسترده اقشار مختلف جامعه شکل گرفت و حضور دانشگاهیان و روحانیون در آن، بهویژه از جنبه فکری و فرهنگی، برجسته بود. این حضور در دوران جنگ نیز ادامه یافت. بسیاری از دانشجویان در فعالیتهای نظامی، طراحی عملیات، امور فرهنگی و پشتیبانی مشارکت کردند و گروهی نیز با هدایت جهاد دانشگاهی در حوزههای تخصصی مورد نیاز جنگ به کار گرفته شدند.
-پروژه جنگ روانی
بعنوان نمونه ای کوچک از این حضور به تجربه ای زیسته در سال ۱۳۶۵، اشاره می کنم سالی که از سوی مسئولان «سال سرنوشتساز جنگ» نامیده شده بود، کشور برای دستیابی به یک پیروزی بزرگ در جنوب بسیج شد؛ هدف، تصرف منطقه راهبردی بصره و قطع صادرات نفت عراق و ایجاد فشار بر حامیان آن کشور بود. در این مقطع گروهی از پژوهشگران و دانشجویان رشتههای علوم سیاسی، جامعهشناسی، روانشناسی، تاریخ و ارتباطات به جبهه اعزام شدند. یکی از فعالیتهای آنان در قالب پروژه «جنگ روانی» شکل گرفت. هدف این پروژه، شناخت وضعیت روحی و فکری نیروهای دشمن و طراحی پیامهایی برای کاهش مقاومت و ترغیب آنان به تسلیم بود.
این گروه برای رسیدن به شناخت دقیقتر، از روشهای مختلف پژوهشی بهره گرفت: مطالعه تجربه جنگهای گذشته وارتش های جهان ، مصاحبه و پرسش از اسرای عراقی وجمع آوری اطلاعاتی درباره وضعیت روانی و هویتی نیروهای دشمن ، تحلیل سخنرانیهای مقامات عراق وشخص صدام حسین ، بررسی اعلامیههای دشمن و تحلیل روشمند محتوای برنامههای رادیویی تلویزیونی عراق .
یافتههای حاصل، در تولید برنامههای رادیویی و تلویزیونی، اعلامیهها و پیامهای صوتی و نوشتاری به کار گرفته شد. و بر پایه این اطلاعات، برنامههای رادیویی و تلویزیونی عربی و فارسی، اعلامیهها و محتوای تبلیغاتی برای خطوط مقدم تولید شد. یکی از مهمترین اقدامات، تأسیس رادیوی «صوت القوات الاسلامیه» با همکاری دانشجویان و نیروهای عراقی مخالف صدام بود. برنامههای آن از طریق بلندگو در خطوط مقدم پخش میشد و با استفاده از پیامهای مذهبی، یادآوری خانواده و پیام اسیران، میکوشید احساس امنیت و اهمیت زنده ماندن را در نیروهای عراقی تقویت و آنان را به تسلیم ترغیب کند
این تجربه، از یک سو کاربرد تخصص علوم انسانی در یک مسئله واقعی و ملی را نشان داد و از سوی دیگر زمینه پیوند دانشگاه با مسائل جاری کشور و کاربردیشدن علوم انسانی را فراهم کرد. تداوم آن نیز موجب شد «جنگ روانی» به موضوعی جدی در محافل دانشگاهی و نظامی تبدیل شود
-روایت گری وتاریخ نگاری جنگ
مورد دیگر روایتگری و تاریخنگاری جنگ بود که وجه دیگر حضور علوم انسانی در ثبت و روایت جنگ بود. دانشجویانی که بهعنوان «راوی جنگ» در کنار فرماندهان و در قرارگاهها و خطوط مقدم حضور داشتند، وقایع، تصمیمها، نقاط قوت و ضعف و تحولات روزانه را ثبت میکردند. دفترچهها و گزارشهای آنان بعدها به منابعی دست اول برای شناخت جنگ تبدیل شد. این تجربه به تدریج به «تاریخنگاری حرفهای جنگ» انجامید؛ فرایندی که از دفتر سیاسی سپاه آغاز شد و در قالب مرکز تحقیقات جنگ و سپس مرکز تحقیقات دفاع مقدس ادامه یافت. پژوهشگران علوم سیاسی، جامعهشناسی، تاریخ و ارتباطات با استفاده از گزارش راویان، بولتنهای محرمانه، تاریخ شفاهی و آرشیوهای چندرسانهای، مجموعهای حدوداً ۶۰ جلدی از روزشمار جنگ را تدوین کردند که ابعاد نظامی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بینالمللی جنگ را دربرمیگیرد و شماری از مجلدات آن نیز جایزه کتاب سال دریافت کردهاند. من نیز در تهیه دو جلد از این مجموعه، هر یک در حدود ۹۰۰ صفحه، همکاری داشتم: «در تدارک عملیات سرنوشتساز» و «ماجرای مکفارلین». نخستین اثر، روند طراحی عملیات گسترده جنوب و تدارک ۵۰۰ گردان رزمی را در شرایط دشوار اقتصادی، جنگ شهرها، حملات شیمیایی، تخریب تأسیسات نفتی و فشارهای امنیتی بررسی میکند. پس از افشای طرح کربلای ۴، چند روز بعد عملیات کربلای ۵ آغاز شد؛ نبردی بزرگ که نیروهای ایرانی را به دروازههای بصره رساند.
«ماجرای مکفارلین» نیز بخشی از دیپلماسی پنهان جنگ را بررسی میکند. افشای مذاکرات و خریدهای پنهانی تسلیحات از آمریکا توسط روزنامه لبنانی «الشراع»، بحران بزرگی در آمریکا ایجاد کرد؛ زیرا واشنگتن از یک سو دیگر کشورها را از فروش سلاح به ایران منع میکرد و از سوی دیگر خود مخفیانه به ایران تجهیزات نظامی میفروخت. بخشی از درآمد این معاملات نیز بدون مجوز کنگره در اختیار گروههای کنترا قرار گرفت. این ماجرا که به «ایران ـ کنترا» یا «ایرانگیت» مشهور شد، سرانجام آخرین کانالهای دیپلماسی پنهان ایران و آمریکا را مسدود کرد.
دراین راستا کتابهای مختلفی نیز در باره جنگ توسط پژوهشگران علوم انسانی کشور نگاشته شده تا این تجربه را زنده نگه داشته وبتوان از درسهای آن برا ی آینده استفاده کرد من نیز با توجه به اهمیت نگارش متونی ساده وجامع برای مخاطبین عام و بهویژه نسل جوان ، در کتاب «از جنگ تا صلح» که قدمی کوچک در این راستا بود ، کوشیدهام روند جنگ را توضیح دهم و بر این نکته تأکید کنم که یکی از عوامل مهم آغاز جنگ، تصویری بود که از ضعف ایران در ذهن تصمیمگیرندگان عراق شکل گرفته بود؛ زیرا در منطق قدرت حاکم بر نظام بینالملل، ضعف ادراکشده میتواند زمینهساز محاسبه برای حمله شود.
در نهایت، تجربه پیوند دانشگاه و پژوهشگران علوم انسانی با مسائل ملی در جنگ ایران و عراق سرمایهای برای فهم بهتر جامعه، چگونگی ارتقائ قدرت ملی و جلوگیری از تکرار منازعات وتقویت صلحی پایدار وعادلانه است زیرا در نهایت باید گفت که جنگ پیش از آنکه در میدان نبرد آغاز شود، در ذهن انسانها، در برداشت آنان از قدرت و ضعف، در مناسبات سیاسی و اجتماعی و در روایتهایی که از «خود» و «دیگری» میسازند، شکل میگیرد.