سر برون آوردن گل از درون برف
آسمان باز آفتاب زر باغهای گل دشتهای بی در و پیکر سر برون آوردن گل از درون برف تاب نرم رقص ماهی در بلور آب بوی عِطر خاک باران خورده کهسار خواب گندمزارها در چشمه مهتاب آمدن ، رفتن ، دویدن عشق ورزیدن در غم انسان نشستن پا به…





















