بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. ضمن عرض سلام و احترام خدمت حضار محترم و گرامیداشت یاد و نام شهدای بزرگوار و گرانقدر دفاع مقدس و رزمندگانی که طی ۸ سال دفاع مقدس از این مرز و بوم دفاع کردند و ایران و نام ایران رو حفظ کردند و پرآوازه کردند.و تقدیر و تشکر از همه بازماندگان جنگ، خانواده شهدای مجروحین و همه کسانی که بار جنگ رو هنوز هم در واقع با خود به همراه دارند و همه کسانی که در این مسیر تلاش و کوشش میکنند.
در این سخنرانی من به بحث رابطه جنگ وعلوم انسانی می پردازم که در سه قسمت ارائه می شود در قسمت اول اشاره مختصری به رابطه جنگ وعلوم انسانی دارم و در قسمت دوم به بحث نقش علوم انسانی در جنگ ایران و عراق اشاره دارم و درقسمت سوم تلاش خواهم کرد مواردی از حضور پژوهشگران علوم انسانی در فعالیتهای مرتبط با جنگ وپژوهشی را به عنوان یک تجربه زیسته معرفی کنم
1-رابطه علوم انسانی وجنگ
در رابطه با بحث «علوم انسانی و جنگ» می توان گفت جنگها دارای وجوه مختلفی است اما بهر حال یک پدیده انسانی است ویکی از ابعاد پررنگ آن وجه انسانی آن است و بنابراین نقش علوم انسانی در انها بسیار پررنگ است و یک پیوند تنگاتنگی بین جنگ و علوم انسانی وجود دارد. رشتههای مختلف علوم انسانی مثل روانشناسی، علوم سیاسی، علوم اجتماعی، رسانه، ارتباطات و حتی ادبیات، هنر، فلسفه و خیلی رشتههای دیگر کاملاً نقش عمدهای در مراحل مختلف جنگ و تابآوری جوامع در مقابل جنگ دارند به بیان دیگر . جنگ اصولاً یک اقدام محض نظامی نیست و در شلیک موشک، پرواز هواپیما و حرکت تانکها خلاصه نمیشود؛ بلکه پدیدهای انسانی است و با علوم انسانی پیوندی تنگاتنگ دارد. در واقع، یکی از وظایف علوم انسانی فهم ابعاد گوناگون و پیچیده انسانی جنگ است.
جنگ دارای ابعاد متعددی از جمله روانشناختی، جامعهشناختی، رسانهای، شناختی، حقوقی و سیاسی است:
ابعاد روانشناختی: جنگها بر روان و ذهن افراد تأثیر میگذارند؛ از این رو بحث تقویت یا تضعیف روحیهٔ رزمی نیروها، تابآوری جامعه، مدیریت ترس و اضطراب و همچنین تروماهای پس از جنگ (که ممکن است تا یک نسل ادامه یابد)، از جمله موضوعاتی است که روانشناسان به آن میپردازند و «روانشناسی جنگ» از همینجا شکل میگیرد.
ابعاد جامعهشناختی: جنگ ساختار جامعه را تغییر میدهد و انسجام اجتماعی را دچار تحول میکند؛ بهطوری که میتواند موجب همبستگی یا در مواردی گسستهای گوناگون قومی، مذهبی و ملی شود. بر همین اساس، «جامعهشناسی جنگ» به دنبال بررسی این پدیدههاست.
ابعاد شناختی و رسانهای: جنگ با ذهن و شناخت افراد سر و کار دارد. «جنگ شناختی» عرصهٔ مهمی از نبرد است که میکوشد دنیای ذهن افراد را دگرگون کند و آن را در راستای اهداف خودی یا دشمن سامان دهد. بنابراین، «جنگ روایتها» بخشی از جنگ است که با این امر سر و کار دارد و معمولاً فعالان عرصهٔ ادبیات، هنر و رسانه به این مسائل میپردازند.
ابعاد حقوقی: قواعد درگیری، رفتار با اسرا، غیرنظامیان و کودکان و نیز تنظیم قراردادها و توافقنامهها نیازمند این بخش است. بنابراین حقوق نقش عمدهای در جنگها ایفا میکند.
ابعاد سیاسی: سیاست جنگها را شکل میدهد، تداوم میبخشد یا به پایان میرساند؛ از این رو دیپلماسی و گفتگو بخشی از فرایند جنگ محسوب میشود.
در مجموع باید گفت علوم انسانی و جنگ پیوندی ناگسستنی دارند. علوم انسانی میتواند از طریق سیاست به پیشگیری یا ترغیب به جنگ کمک کند، از طریق علوم اجتماعی، روانشناسی و حقوق به مدیریت شرایط جنگی بپردازد و از طریق تاریخ و ادبیات، جنگ را روایت کند.
پژوهشگران علوم اجتماعی پیش از جنگ با اقدامات پیشگیرانه و بسترسازی، در طول جنگ با هدایت و پشتیبانی فکری، و پس از جنگ از طریق تحکیم صلح، ترمیم جامعه و ترسیم روایت جنگ نقشآفرینی میکنند. آنان در نهایت الگوهایی را برای دوران پس از جنگ و جلوگیری از وقوع نبردهای آتی ارائه داده و راهبردهایی برای آینده طراحی میکنند.
2-مسائل علوم انسانی متاثر از جنگ ایران وعراق
جنگ عراق علیه ایران ، مسائل مهمی را فراروی محققان دانشگاهی در جامعه ایران طرح کرد حوزه علوم انسانی اگه بخواهیم اشاره بکنیم، میتوانیم بیک سری مسائل را مطرح کنیم که تحت تاثیر جنگ برجسته تر شد و مورد توجه پژوهشگران علوم انسانی قرار گرفت.
اولین مسئله بحث نقش تصویر جهانی از یک کشور هست. یعنی نقش تصویر جهانی نشان داد که نقش و تصویری که یک کشور در جهان از خودش ارائه میدهد چقدر در حفظ امنیت وبازدارندگی برای آن کشور مهم است تصویر سازی یک امر علوم انسانی است وبا شناخت انسانها سروکار دارد ، تصویر از تحلیل تحولات ایران بعد از انقلاب شروع شد؛ در ایران انقلاب شده بود نظام سیاسی جدید نوپا بود ارتش تضعیف شده بود سپاه هنوز آمادگی مقابله با ارتشهای کلاسیک را نداشت تجهیزات مدرن به آمریکا عودت داده شده بود و بحرانهای مختلفی درایران وجود داشت دومین مسئله بحث اهمیت مسئله تشدید شکافهای اجتماعی بعنوان یک پدیده انسانی در بروز جنگ بود از همون روزهای اول انقلاب ، ما شاهد این بودیم این گروههای چپ و بخشی از نیروهای مخالف این بحث رو مطرح میکردند که ما برای سرنگونی جمهوری اسلامی باید شکافهای قومی و مذهبی رو تقویت بکنیم.
ولذا تجزیه طلبی بین کردها، ترکها، بلوچها، عربها و ووتقویت واگرایی دربین اهل سنت تشدید شد
بحث اختلافات حاکمیتی از همون روزها بین دولت موقت، بین نهادهای انقلابی وجود داشت . بعداً هم که انتخابات انجام شد، رئیسجمهور بنیصدر با نخستوزیر درگیر بودند، این اختلافات سیاسی قدرت تصمیمگیری رو از حکومت میگرفت و این هم باز یکی از بحثهایی بود که در اون زمان مطرح بود.
بحث نقش روابط خارجی در جنگ نیز یک مسئله مهم است ایران از همون ابتدا درگیر یک سری چالشهای بینالمللی شدتصرف سفارت آمریکا در تهران، منازعاتی که ما با کشورهای خلیج فارس و این حوزه خلیج فارس پیدا کردیم ، برخی تندرویها، برخی مسائل مختلف که به هر حال اتفاق افتاد. و بالاخره اقدامات آمریکاییها که منافع خود را از دست داده بودند ومایل بودند دوباره به ایران برگردند ووضعیت قبل را اعاده کنند . مسئله بعد نقش انسجام حاکمیت در پیروزیهای جنگ بود بعد از اینکه در انتخابات ریاست جمهوری حکومت منسجم تر شد گروه های تجزیه طلب وتروریست به حاشیه رانده این وحدت باعث شد که وضعیت جنگ هم بهترشود و ما به فتح خرمشهر میرسیم. این باز یک درسی بود که به هر حال وحدت سیاسی میتواند کمک بکنه به پیشبرد جنگ، میتواند به پیروزیها کمک کند
باز از پدیدههای انسانی جنگ، میتوانیم اشاره بکنیم به اجتماعی شدن جنگ. بعد از سال ۶۳ به بعد، ارتش عراق زمینگیر شده بود، ایران در موقعیت قدرت قرار داشت، ایران از مرزها عبور کرده بود و تأکید برتنبیه متجاوز داشت . اینجا بود که عراق وارد یک فاز جدیدی شد؛ کشورهای عربی پشت سر عراق آمدند، حمایت کردند و عراق من جنگ را وارد عرصه اجتماعی کرد
جنگ شهرها. و حمله هوایی به شهرهای ایران را تشدید کرد . برتری تجهیزاتی عراق شهرها رو تبدیل به یک قتلگاه بزرگ کرده بود. هواپیماهای عراقی، توپولفها و میراژهای فرانسوی، و هواپیماهای مختلف بالای شهرها میآمدند موشکهای مختلف ۹ متری به شهرهای مختلف مخصوصا دزفول شلیک می کردند ومراکز شهری وغیر نظامی وزیر ساخت ها ومردم بی دفاع ومدارس وبیمارستانها را بمباران می کردند
جنگ شیمیایی بعنوان یک جنگ ی ممنوعه از نظر حقوق بینالملل با حمایت غرب توسط عراق با شدت ادامه یافت کشورهای اروپایی به عراق مواد اولیه وسلاحهای شیمیایی می دادنداروپاییها یک مرکز بزرگی تولید سلاح شیمیایی را در نزدیکی سامرا ایجاد کردند که بکارگیری این سلاحها یک تصویر دردناکی رو به جهان مخابره میکردند
جنگ اقتصادی وجنگ نفتکشها را آغاز کردند از یکسو با کمک کشورهای عربی قیمت نفت را پایین آوردند واز سوی دیگر مراکز عمده صدور نفت ایران مانند خارک وبنادر ونفتکش ها بمباران می شد ونتیجه آن تضعیف تولید واستخراج وصدور نفت و کاهش درامد ایران در شرائط جنگی بود که تبعات مهمی در پشتیبانی از جنگ و ترم وگرانی وکمبود کالا در داخل داشت.
تجربه مدیریت اقتصادی جنگ باز یک موضوع علوم انسانی است که الان برای ما خیلی درسآموزاست ، خیلی میتونه به ما در این دوران کمک کند
دیپلماسی بعنوان یک موضوع علوم انسانی چقدر در پیشبرد وخاتمه بهینه جنگ موثر است در دوران جنگ ایران در مراکز و مجامع بینالمللی حضور پیدا میکرد، تلاش کرد حداکثر بهرهبرداری رو از دیپلماسی بکنه که در نهایت هم قطعنامه ۵۹۸ رو پذیرفت. قطعنامه ۵۹۸ قطعنامهای بود که زمانی انجام شد که ایران پشت دروازههای بصره بود. ایران در واقع فاو رو گرفته بودبعد از عملیات کربلای ۵، پشت دروازههای بصره قرار داشت. در این موضع قدرت بود. واقعاً هم قطعنامهای بود که اکثرموارد مورد نظر حقوق ایران را برآورده میکرد. و بنابراین ایران از موضع قدرت سعی کرد که قطعنامه رو بپذیرد
ودر نهایت به نقش ابعاد حقوقی جنگ، ابعاد روانشناسانه جنگ ، تاریخنگاری و روایتگری جنگ نیز وجه دیگری است که در ادامه به آن می پردازم که جنگ این مسائل مختلف رابرای پژوهشگران علوم انسانی ایران دوباره ودر قالب جدیدی مطرح ساخت که توسط متفکرین علوم انسانی، اندیشمندان علوم انسانی بعنوان مسائلی ملی مطرح شد
3- حضور اساتید ودانشجویان علوم انسانی در جنگ : بررسی چند نمونه
انقلاب ایران یک انقلاب مردمی با مشارکت همه اقشار بود اما بدلیل ماهیت پررنگ فرهنگی وهویتی آن دانشجویان وروحانیون نقش مهمی در آن داشتند واین حضور در جنگ نیز تداوم یافت بطوریکه بسیاری از فرماندهان جنگ دانشویان دانشگاه ها بودند و دانشگاهیان وروحانیون بعنوان نیروهای فکری نقش پررنگی در جنگ در حوزه های مختلف نظامی ، طراحی عملیات ، فرهنگی وپشتیبانی ایفا کردند . وبتدریج بخشی از آنها با هدایت جهاد دانشگاهی به عرصه های تخصصی مورد نیاز جنگ وارد شدند . که در ادامه بعنوان نمونه ای کوچک به یک گزارش از فعالیت جمعی از این اساتید و دانشجویان که دارای تخصصهای علوم انسانی بودند اشاره می کنم
1-3-فعالیت بین رشته ای پژوهشگران علوم انسانی در واحد جنگ روانی
سال 1365 بنام سال” سرنوشت ساز در جنگ” توسط مسئولان کشور نامگذاری شده بود وهمه امکانات کشور برای ضربه نهائی به ارتش رژیم عراق بسیج شده بود و ایران قصد داشت با حمله نهائی از جنوب با تصرف بصره بعنوان یک منطقه استراتژیک درجنوب عراق وقطع صدور نفت آن کشور ، قدرتهای حامی عراق را وادار به فشار بر برآن کشور وایجاد تغییرات سیاسی و درنهایت سقوط صدام حسین درعراق نماید.
در این سال به منظور پیشبرد این هدف ، جهاد دانشگاهی نیز همراه با دیگر اقشار مختلف ملت ، اقدام به اعزام نیرو به جبهه نمود ومن هم به همراه جمعی از دانشگاهیان از طریق جهاد دانشگاهی تهران عازم جبهه شدم .ما با قطار به اهواز رفتیم و وسپس درآستانه عملیات به مناطق نزدیک تر به رزمندگان نقل مکان کرده ودرنهایت درزمان عملیات در جبهه ها مستقر شدیم . گروه ما تیمی از محققان و دانشجویان رشته های مختلف را شامل می شد که جهاد دانشگاهی بدنبال استفاده از تخصص های آنها برای کمک به پیروزی رزمندگان بود.دراین راستا دانشجویان علوم انسانی که از رشته های علوم سیاسی ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، تاریخ و….. گرد آمده بودند ،درقالب پروژه ای با نام “جنگ روانی” که هدف آن تغییر در باورها و رفتارهای نیروهای دشمن بمنظور تسلیم شدن ویا کاهش مقاومت آنها در مقابل نیروهای خودی بود سازماندهی شدند. هرچند درابتدا تصور درستی از کار وجود نداشت اما به این منظور اقدامات مختلفی رابه شرح زیر آغاز کردند.
ابتدا در جلسات مختلف، ابعاد موضوع مطرج شدکه به این منظور تجربه جنگ روانی در ارتش های مختلف دنیا مطرح گردید حتی بتدریج برخی آثار و کتابها تهیه وترجمه شد کتابهائی در مورد جنگ جهانی دوم و برخی اقدامات ارتش انگلیس والمان وفرانسه وبرخی شخصیت های مهم دراین عرصه همچون زندگی نامه واقدامات مارشال گوبلز وزیر تبلیغات ارتش المان مورد بحث قرار گرفت .
در مرحله بعد شناسائی نقاط ضعف روانی نیروهای دشمن مطرح بود که به این منظور تلاش گردید تا اطلاعات لازم تهیه گردد . در این راستا یکی از منابع مهم اسراءدشمن بودندکه تیمی از این نیروها با آماده سازی پرسشنامه به سوالات مختلف مبادرت کرده و هنگاهی که اسراء دشمن به پشت جبهه منتقل می شدند با توزیع پرسشنامه ها و مصاحبه با آنها تلاش گردید تا اطلاعات لازم در خصوص وضعیت روانی وهویتی و شرائط دشمن تهیه گردد که من نیز در برخی از این جلسات در اردوگاه حضور داشته وهمکاری می کردم وشاهد بودم که در روزهای اولیه اسارت نیروهای دشمن ، چگونه این کاربا دقت و پشتکار لازم انجام می شد.
همچنین یکی دیگر از اقدامات این گروه ،تحلیل محتوای سخنرانی های مختلف صدام حسین ومسئولان عالی رتبه عراقی دراین مقطع بود که می توانست نشان دهدکه اولویت ها ، دغدغه مهم و نقاط ضعف رهبران بعث عراق چیست وحتی در واکنش به اقدامات ایران وآماده سازی این کشور برای وارد آوردن ضربه نهایی چه برنامه ای در سردارند .که در این راستا متن این سخنرانی ها ترجمه و تحلیل می شد ونتایج تحلیل ها در یک جمع خبرگانی افرادحاضر مورد بحث و راستی آزمایی قرار می گرفت .
همچنین همزمان اعلامیه های دشمن که بر روی مواضع رزمندگان ایرانی ریخته می شد واز آنها می خواست که به ارتش عراق بپیوندند یا تلاش می کرد با ارعاب روحیه آنها را تضعیف کند ، وهمچنین محتوای برخی مطالب رادیو عراق نیز مورد تحلیل و کار روشمند علمی قرار می گرفت .
درمجموع همه این اطلاعات بدست آمده از منابع مختلف از نیروهای دشمن در منطقه دراختیار گروه مذکور برای تولید محتوای متناسب قرارمی گرفت. که این محتوی ها شامل برنامه های رادیو تلویزیونی عربی و فارسی ، تهیه اعلامیه های اثر گذار ، تهیه برنامه های رادیوئی در رادیو اهواز وتهیه خوراک فکری ومحتوای لازم برای تبلیغات درجبهه ها درخطوط مقدم واثرگذاری بر روحیه نیروهای دشمن بود.
به تدریج با نزدیک شدن زمان عملیات، نیروها به مراکز خط مقدم نزدیکتر شدند و در آن منطقه اقدامات خود را دنبال کردند یکی از اقدامات مهم تاسیس رادیویی در جبهه به نام” صوت القوات اسلامی “بود که با حضور جمعی از این دانشجویان و همکاری نیروهای مجاهد عراقی که با لهجه عراقی فعالیت می کرد درمنطقه جنگی مستقر شده بود و بخشی از برنامه های آن در استودیو رادیو اهواز درزیر بمبارانهای دشمن آماده می شد وبرنامه تولید شده به منطقه آورده می شد و بخش دیگر نیز در سنگری در جبهه به صورت زنده پخش می گردید و هدف آن تهیه برنامه هایی جهت تاثیر گذاری بر روحیه نیروهای دشمن بود مباحث این رادیو از طریق بلندگوهای در خط مقدم مخصوصاً شبها پخش میشد به طوری که هنگامی که جمعی از نیروهای عراقی در یکی از مناطق جنوبی مقاومت شدید می کردند و حاضر به تسلیم نبودند، تلاش گردید تا از طریق این اقدامات مقاومت دشمن در هم شکسته شود و آنها را وادار به تسلیم نماید تا از یک سو از کشته شدن آنها جلوگیری شود و از سوی دیگر به رزمندگان خودی درراه غلبه بر دشمن بتوان کمک کرد. لذا به این منظور بلندگوهایی در منطقه کار گذاشته شد و شب ها با پخش پیام های احساسی و عاطفی مانند صدای گریه و خنده بچه ها و یا پیامهای مذهبی و روضه و.. ویا پیامهای همرزمان اسیر آنها ، احساسات دشمن را تحریک کرده و با یادآوری خانواده آنها واهمیت زنده ماندن آنها و ایجاد احساس امنیت در پیوستن آنها به نیروهای ایرانی تلاش می گردید تا آنها را وادار به تسلیم نماید که این اقدام بسیار موفقیت آمیز بود .
همچنین هنگامی که عملیات کربلا 5 در کنار دیواره های شهر بصره آغاز شد بخشی از نیروهای این تیم دانشگاهی شبانهروز در چند محل مختلف درکنار رزمندگان ودرمکانی نزدیک به پتروشیمی بصره از طریق رادیو، بلندگو و نگارش و پخش اعلامیه های مختلف که از طریق هواپیما یا پرتاب توسط توپ انجام می شد و همچنین تهیه برنامههای مختلف و تولید محتوا به فعالیت مشغول بودند. و در موارد متعددی محل آنها مورد اصابت خمپاره، گلوله های توپ یا حملات هوایی قرار می گرفت و در یک مورد نیز هواپیماهای دشمن منطقه را با بمب های فسفری و شیمیایی تاول زا مورد حمله قرار دادند .اما بهرحال فعالیت این دانشجویان رزمنده تا پایان عملیات ادامه یافت و نتایج خوبی را نیز درپی داشت.
ودر مجموع این اقدام از یک سو باعث استفاده از تخصص دانشجویان علوم انسانی در راستای پیروزی ملی بردشمن بود و سوی دیگر زمینه را برای مسئله مند کردن این دانشجویان و پیوند بین علوم انسانی ومسائل کشور وکاربردی سازی علوم انسانی با هدایت جهاد دانشگاهی را موجب شد و تداوم این پروژه در سال های بعدی باعث گردید تا جنگ روانی به عنوان یک موضوع مهم در محافل دانشگاهی ونظامی با قوت بیشتری مطرح شود وتداوم یابد.
2-3- روایتگری جنگ
وجه تاریخنگاری و روایتگری جنگ نیز وجه دیگری است یعنی علوم انسانی تلاش کرد که روایتگری و تاریخنگاری کند و به همین دلیل از همان دوران جنگ، ما یک سری راویان جنگ داشتیم. راویان جنگ همین بچههای دانشجو بودند عمدتاً. دانشجویانی که به جبهه رفته بودند ، اینها کنار فرماندهان قرار میگرفتند، با همینها رفتوآمد میکردند، نشست داشتند تو قرارگاهها، تو جاهای مختلف و مینوشتند، هر چی بود مینوشتند. نقاط ضعف، نقاط قدرت، مسائل رو مینوشتند. آقای محسن رضایی خیلی اصرار داشت به این قضایا که این بحث باشه. به فرماندهها تاکید شده بود که اینها رو از خودتون نرانید، اینها رو بگذارید باشند. و واقعاً این باعث شد که خیلی از همین دفترچههای راویان که الان هم موجوده، اینها یک منبع درجه اولی برای بحثهای خاص جنگه که الان هم قابل استفاده است در بحث اسناد جنگ هست.
3-3-تاریخنگاری حرفهای جنگ
درادامه دستاوردی دیگر در این حوزه، «تاریخنگاری حرفهای جنگ» رخ داد که از دوران جنگ در دفتر سیاسی سپاه آغاز شد و بعدها ادامه یافت. شبکهای از پژوهشگران علوم سیاسی، جامعهشناسی، تاریخ و ارتباطات با اتکا به اسناد دست اول، به نگارش روزشمار جنگ پرداختند. یکی از منابع دست اول این روزشمارها، گزارشهای «راویان جنگ» بود؛ افرادی که در خطوط مقدم و اتاقهای عملیات همراه فرماندهان بودند و لحظات را ثبت میکردند. علاوه بر آن، از بولتنهای محرمانه، تاریخ شفاهی و آرشیوهای چندرسانهای نیز استفاده شد.با توجه به این منابع ودیگر منابع بعد از جنگ یک سری مراکزی تشکیل شد که این مراکز سعی کردند که این جنگ رو به هر حال روایت بکنند. یکی از اونها مرکزی بود که به هر حال اوایل سپاه… دفتر سیاسی سپاه شکل داد، بعداً عنوانش شد مرکز تحقیقات جنگ، و الان هم به عنوان مرکز تحقیقات دفاع مقدس است. این مرکز کاری را شروع کردند که به نام روزشمار جنگ مطرح است که حدود شاید ۶۰ جلد کتاب شد که خیلی کار روشمند و ومرجعی برای مطالعه تحولات جنگ است. وهمه ابعاد ومسائل روزانه جنگ یعنی تحولات نظامی ، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاست خارجی و.. را در برمی گیرد. ویک مجموعه جامعی نگاشته شد که بسیاری از مجلدات آن مورد تایید داوران قرار گرفته و جایزه کتاب سال گرفتند
من در دو جلد از اینها همکاری داشتم که هرکدام از اینها تقریباً دو ماه از جنگ رو در بر میگرفت. یکی کتابی به نام «در تدارک عملیات سرنوشتساز»، یکی هم کتابی به نام «ماجرای مکفارلین»، هریک حدود 900 صفحه است. و خیلی کار روشمند و خوبی انجام شد، و دو سه سال تقریباً وقت و زمان برد که انجام شد..
که در ادامه در خصوص این دو جلد توضیحاتی را ارائه خواهم داد.
4-3-کتاب در تدارک عملیات سرنوشت ساز
تدارک عملیات سرنوشتساز مربوط به سال ۶۵ هست. سال ۶۵ ایران کاملاً تحت فشار بود.اکثر کشورهای عربی وکشورهای غربی پشت عراق قرار گرفتند و فشار روی ایران بسیار زیاد شده بود. جنگ شهرها ، جنگ اقتصادی وجنگ نفتکش ها وحملات شیمیایی وموشکی جنگ را وارد عرصه جدیدی کرده بود همزمان، حمایتهای بینالمللی و منطقهای از رژیم بعث نیز تشدید شد مسولین احساس می کردند که زمان به نفع آنها نیست و باید تحولی اساسی در روند جنگ ایجاد شود.و به جای اینکه عملیات های محدود انجام دهند با یک عملیات گسترده وبسیج عمومی وتدارک امکانات کشور کار جنگ را یکسره کرده وعملیاتی سرنوشت ساز داشته باشنداز همینرو، طرح «عملیات سرنوشتساز» مطرح گردید؛ طرحی که هدف آن انجام یک عملیات گسترده و مقتدرانه در محورهای شمالی، مرکزی یا جنوبی بود تا با تصرف منطقهای کلیدی و کسب یک پیروزی بزرگ، امکان تحمیل شرایط و خواستههای ایران به طرف مقابل فراهم شود. در نهایت با ارزیابی شرایط، محور جنوب مورد توافق قرار گرفت و کشور به سمت تدارک نیروها و تجهیز ۵۰۰ گردان رزمی حرکت کرد.با این حال، تحقق این هدف با موانع و چالشهای سنگینی مواجه بود:بحران شدید اقتصادی: قیمت نفت به زیر ۱۰ دلار کاهش یافته و میزان تولید آن به کمتر از یک میلیون بشکه در روز رسیده بود.تخریب زیرساختها: تأسیسات نفتی جزیرهٔ خارک و نفتکشها بهطور مستمر زیر بمباران بودند.جنگ شهرها و حملات موشکی: حملات هوایی و موشکی گستردهٔ عراق، امنیت شهرها و مناطق مسکونی را مختل کرده بود.استمرار حملات شیمیایی و نبرد نفتکشها: عراق با اتکا به تجهیزات پیشرفتهٔ دریافتی از شرق و غرب، برتری نظامی چشمگیری یافته بود.تحرکات گروههای مخالف: اقدامات مسلّحانه و تروریستی گروههایی نظیر مجاهدین خلق در شهرها و گروههای تجزیهطلب در مناطق کردی، بر فشارهای امنیتی داخلی میافزود.فشار بر معیشت مردم: مشکلات اقتصادی در قالب کمبود کالا، تشکیل صفهای طولانی، سهمیهبندی کوپنی و گرانی روزافزون خود را نشان میداد.با وجود تمامی این فشارها و پس از تلاشها و تدارکات گسترده، عملیات کربلای ۴ آغاز شد. اما این عملیات از همان ساعات اولیه به دلیل لو رفتن طرح و هوشیاری دشمن، با عدم موفقیت مواجه گردید. اگرچه غواصان با فداکاری از اروندرود عبور کردند، اما آتش سنگین و ضربات دشمن مانع از الحاق نیروهای پشتیبانی شد و عملیات پس از حدود ۳۶ ساعت متوقف گردید.
تنها چند روز بعد، عملیات کربلای ۵ طراحی و اجرا شد که یکی از بزرگترین و سنگینترین نبردهای دوران دفاع مقدس بود. با وجود دلاوریها و دستاوردهای نظامی در کربلای ۵، آن تحول راهبردی و سرنوشتسازی در جنگ بود ورزمندگان پشت دروازه های بصره رسیدند .در مجموع واین کتاب در لابلای اخبار روزانه خود به تحلیل نحوه طراحی واستدلالها در خصوص این راهبرد و روند پیشبرد امور وچالشهای آن پرداخته است. ودر واقع تاریخ جنگ در ابعاد مختلف در تابستان سال 65 می باشد.
5-3-کتاب ماجرای مک فارلین
این کتاب در ادامه دوره قبل است و هسته مرکزی مباحث آن ماجرای مک فارلین است که در کنار برسی ابعاد مختلف وتحولات جنگ به آن اشاره شده است کتاب در لابه لای اخبار وتحلیل تحولات روزانه به موضوع مهم سال ۱۹۸۵ میلادی (۱۳۶۴ شمسی)، یعنی ماجرای مکفارلین میپردازد. مکفارلین نام مشاور امنیت ملی و فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا به ایران بود.در آن ایام، آمریکاییها از طریق یک دلال اسلحه به نام «منوچهر قربانیفر» به مشاور نخستوزیر ایران پیام دادند که حاضرند به ایران سلاح بفروشند. علت این پیشنهاد از سوی آمریکاییها احتمالاً دو موضوع بود: ۱. آنان نمیخواستند ایران در جنگ شکست بخورد؛ چراکه سیاست اصلیشان ایجاد توازن میان ایران و عراق و مهار هر دو کشور بود. ۲. احساس میکردند پیروزی کامل عراق میتواند به نفع شوروی تمام شود.
آقای هاشمی رفسنجانی این موضوع را در جلسه سران قوا مطرح کرد و پس از موافقت مسئولان، مقرر شد برای کاهش هزینهها و خریدی ارزانتر، این تجهیزات مستقیماً از آمریکا خریداری شود. این فرایند در چندین مرحله و طی چند ماه انجام شد و طی آن، موشکهای ضدتانک (تاو) و ضدهوایی (هاوک) وارد ایران گردید که توانست توازن نظامی را تا حدی به نفع ایران تقویت کند.
پس از مدتی، آمریکاییها تصمیم گرفتند تحولی در این رابطه ایجاد کرده و دیدگاهی کلانتر به روابط خود با ایران داشته باشند. به همین منظور، «رابرت مکفارلین» به همراه هیئتی با اسامی مستعار و گذرنامههای ایرلندی وارد ایران شدند. آنان هدایایی نیز با خود آورده بودند؛ از جمله کیکی به شکل کلید (به نشانه گشایش در روابط و حل مشکلات طرفین)، یک جلد انجیل، یک قبضه تپانچه (کلت) و همچنین یک هواپیما حامل تجهیزات نظامی و اسلحه وارد ایران شد. .
پس از ورود این هیئت به تهران، به دستور امام خمینی (ره) هیچیک از مقامات عالیرتبه و سران قوا با آنان ملاقات نکردند. آنان حدود پنج روز در هتل مستقر بودند و تنها با برخی مقامات سطح پایینتر دیدارهایی داشتند. این مسئله موجب گلایه و ناراحتی هیئت آمریکایی شد. در نهایت، این هیئت پس از چند روز وچند دور مذاکره ایران را ترک کرد، اما تبادل سلاح و گفتگوها از کانالهای خاص همچنان ادامه یافت.
در این میان، آمریکاییها دست به اقداماتی شیطنتآمیز زدند؛ از جمله اینکه بخشی از قطعات و سلاحهای تحویلی، ساخت اسرائیل بود و همچنین سود حاصل از این فروش را به گروههای «کنترا» (ضدانقلابهای نیکاراگوئه) پرداخت میکردند. هدف آنان از این کار، بدنام کردن ایران در سطح بینالمللی و ایجاد تیرگی در روابط ایران با نیروهای انقلابی نیکاراگوئه بود.
در نهایت، پس از چند ماه، خبر این مذاکرات و خریدهای پنهانی توسط روزنامه لبنانی «الشراع» افشا گردید. افشای این خبر باعث وقوع یک «زلزله سیاسی» در کاخ سفید گردید و جنجال و بحران بزرگی را در سیاست داخلی و خارجی آمریکا به وجود آورد.
ابعاد این رسوایی از دو جنبه برای دولت آمریکا بسیار سنگین بود: ۱. در حالی که دولت آمریکا کشورهای دیگر را تحریم کرده و رسماً فشار میآورد تا به ایران اسلحه نفروشند، خود به صورت پنهانی مشغول فروش تجهیزات نظامی به ایران بود. ۲. انتقال درآمد حاصل از فروش این تجهیزات به گروههای کنترا بدون مجوز کنگره انجام شده بود که اقدامی کاملاً غیرقانونی محسوب میشد.
این مخفیکاریها پای رئیسجمهور آمریکا (رونالد ریگان) و مشاوران او را به تحقیقات کنگره و دادگاه کشاند و موضوع استیضاح رئیسجمهور مطرح شد. این ماجرا در تاریخ به نام «رسوایی ایران-کنترا» یا «ایرانگیت» شهرت یافت. در ایران نیز موضوع با مدیریت مسئولان ارشد وقت مهار شد. در نهایت، پیامد اصلی این ماجرا، مسدود شدن آخرین کانالهای دیپلماسی پنهان و قطع کامل مناسبات میان دو کشور بود.
6-3-کتاب از جنگ تا صلح
این کتاب تلاش کرده به شکل جامع اما مختصر وساده روند جنگ را برای مخاطبان عام توضیح دهد. در این کتاب توضیح دادم که چگونه تصویر غلط وضعیف از ایران موجب این جنگ شد این کتاب میتواند برای بسیار از مخاطبین جوان جالب باشد و یک گزارش اجمالی، ساده و جامع از جنگ را برای آنها ارائه دهد و دلایل بروز جنگ و مراحل جنگ و پایان جنگ رو کاملاً به صورت شفاف توضیح دهد روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، صدام حسین از ۳ محور جنوب و غرب ایران، از ۳ محور دریایی، هوایی و زمین تهاجم گستردهای رو به ایران آغاز کرد. هدف اصلی که اعلام کردند هم در سخنرانیها هم در سطح رسمی، ۳ تا هدف بود: ۱. لغو قرارداد ۱۹۷۵ که در خصوص اروندرود در واقع تصرف کامل اروندرود. ۲. تجزیه خوزستان؛ عراق بدنبال تجزیه خوزستان ومنابع نفتی آن بود حتی در نقشههای خود آن را عربستان نامیده بود. ۳. و سوم هم بدنبال سرنگونی جمهوری اسلامی بود.و صدام احساس میکرد که طی چند روز میتواند به تهران برسد و در تهران جشن بگیرد و جمهوری اسلامی رو سرنگون بکند و به این اهدافش برسد.
یکی از پرسشهای اصلی این بود که چرا جنگ آغاز شد؟فرضیه اصلی ما این بود که جنگ به این دلیل آغاز شد که صدام احساس میکرد ایران ضعیف شده است. به بیان دیگر هرچند عوامل مختلفی دراقدام عراق نقش داشت اما مهمترین عامل تصویر ضعیف شدن ایران در ذهن تصمیم سازان عراق بود .یعنی احساس کردند که ایران ضعیف شده است . و در نظام بینالملل، هر کشوری ضعیف باشد، بر اساس منطق قدرت، منطقی که در نظام بینالملل جاری هست، میتواند مورد هدف و حمله قرار بگیرد.
عوامل گوناگونی این سیگنالها را به دشمن منتقل میکرد: شرایط انقلابی، بحرانها و ناآرامیهای قومی و مذهبی، تضادهای شدیدی که در درون حاکمیت وجود داشت، فروپاشی و تضعیف ارتش، خروج تجهیزات مدرن و کارشناسان نظامی آمریکا، تحریمهای تسلیحاتی و همچنین نوپا بودن سپاه و عدم آمادگی آن برای جنگ کلاسیک.
در کنار اینها، شرایط بحرانی داخل کشور (مانند ترورها، نبردهای مسلحانه و فعالیتهای گروههای مخالف) تصویری از یک کشور ضعیف و در حال فروپاشی ارائه میداد. در عرصه بینالمللی نیز روابط ایران با غرب تخریب شده بود، کشورهای عرب همسایه از شعار صدور انقلاب بیم داشتند و بسیاری از قدرتها مایل بودند به نظام انقلابی ضربه وارد شود. این شرایط این تصور را ایجاد کرد که ایران با یک ضربه متلاشی میشود؛ از این رو صدام تصمیم گرفت طی عملیاتی که آن را دو سه روزه میپنداشت، تهران و کل ایران را تصرف کند.
این اتفاق باعث شد که ایران وارد یک جنگ ۸ ساله بشه۸ سال جنگ؛ که مراحل مختلفی داشت. مراحل ضعف داشت، ما در ضعف بودیم، بعد کمکم وضعیت ایران تقویت شد به تدریج با انسجام سیاسی، مدیریت بحرانهای داخلی و ترورها، برگزاری انتخابات و استقرار دولت، شرایط داخلی بهبود یافت. این امر بر جبههها نیز تأثیر گذاشت، پیشروی عراق را متوقف کرد و زمینهساز پیروزیهای مکرر و در نهایت فتح خرمشهر شد. و بعد به تدریج ایران وارد عراق شد و تلاش کرد که پیروزیهای نظامی مهمی رو به دست بیارورد تا با کمک آنها به عنوان یک ابزار، بتواند در مذاکرات سیاسی دست برتر رو داشته باشدو متجاوز رو تنبیه و غرامت جنگ را بگیرد
پس از فتح خرمشهر شرایط تغییر کرد و موضوع ورود به خاک عراق مطرح شد. ایران از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۶ به دنبال دستیابی به یک پیروزی سرنوشتساز بود تا از طریق آن بر عراق فشار سیاسی وارد کرده، آن را وادار به تسلیم کند و حقوق ملی خود را بازپس گیرد. بر همین اساس عملیاتهای مختلفی در جنوب طراحی شد که مهمترین آنها عملیات فاو بود.
پس از عملیات فاو، کمکهای بینالمللی به عراق افزایش یافت؛ عراق جنگ شهرها، جنگ نفتکشها و حملات شیمیایی را شدت بخشید. این مسائل ایران را بر آن داشت تا راهبرد خود را تغییر دهد. اما با دخالت کشورهای قدرتمند ومنطقه در جنگ ، وضعیت جنگ تغییر کرد در سال ۱۳۶۶، تغییر محور حملات از جنوب به شمال، بینالمللی شدن ابعاد جنگ، ناامن شدن خلیج فارس و مداخله مستقیم آمریکا، زمینه را برای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ فراهم کرد. اگرچه عراق ابتدا قطعنامه را نپذیرفت و کوشید از طریق منافقین عملیاتی در داخل کشور انجام دهد،اما با شکست این عملیات ، ایران و عراق پذیرفتند تا در چارچوب آن مذاکرات صلحی را آغاز کنند ودر نهایت عراق چون میخواست به (کویت) حمله کند اعلام کرد که من همه خواستههای ایران را از جمله قرارداد ۱۹۷۵ را پذیرفتم یعنی نتوانست یک وجب از خاک کشور راجداکند و دوباره بعد از این همه صدمات به آن جایگاه و وضعیت اول برگشت و بعد از مدتی هم دبیر کل سازمان ملل اعلام کردکه عراق آغازگر جنگ بوده که کشور آغازگر جنگ ملزم به جبران تبعات حقوقی ناشی از جنگ است. .
ببخشید از اینکه طولانی شد. و… در نهایت در خاتمه نیز تشکر میکنم از اینکه توجه کردید
